میر حسین موسوی : ” آنقدر باید مقاومت کنیم و آنقدر باید بایستیم تا تغییر ایجاد شود. در آینده هم اگر ما مقاومت کنیم و مدام مطالباتمان را مطرح کنیم، قدم به قدم به آنها نزدیک خواهیم شد. اما نمی توان گفت چه موقع این محقق می شود و این بستگی به مقاومت ما دارد”
این سخن کسی است که همه ما 25 خرداد 88 پشت سر او به طور میلیونی به خیابان آمدیم. روزهای پر التهاب برای رسیدن به هدف؛ هدفی که نه سرنگونی کسی بود و نه براندازی. بلکه پس گرفتن حقمان. اما با ستمکاری حکومت این هدف کم کم رنگ باخت و به هدفی دیگر که همان تغییر بود تبدیل شد. اما با سرکوبی شدید مواجه شد. آنقدر شدید که نفسها را بریدند ولی برخی نفسها که بریده نشد با اهمال کاری ما، با نادیده گرفتن های ما خفه شدند.
سه شنبه های اعتراض چی شد؟ مادران پارک لاله چه شدند؟ اسکناس نویسی ها چه شد؟ چه کردیم با مقاومتی که باید می کردیم؟ از مصر کمتریم یا از مردم سوریه؟.
سوریه را ببینید مردم تا پای جان ایستاده اند چون این یک هدف است، چون ایمان دارند. نمی خواد هر روز کاری بکنیم ولی هر جمعه مثل مردم سوریه کاری کنیم که بگوییم از شما انزجار داریم و هنوز هستیم مثل همیشه..
باید به پا خواست باید برای آزادی زحمت کشید. قرار نیست آزادی براحتی بدست بیاد. برای اون دلاورانی که اکنون در حصر خانگی هستند و ذره ای از اعتقادشون پائین نیامدند و همه چیز حتی مرگ را به جان خریدند.
همفکران عزیز این یک فرصت استثنایی است. همه باید دست به کار بشن. تلاش کنند و به پا خیزند. با تحولات جهانی و فکر مشغولی رهبران ایران و تضعیف اعتمادها در راس نظام و از طرفی نارضایتی عمومی که در بین مردم هست این فرصت را غنیمت شمریم.
به امید ایرانی آباد و آزاد. آتشی زیر خاکستر هستیم، طوفانی نیست که آن را شعله ور کند. خودمان طوفان باشیم و آتش را شعله ور کنیم.